خرید بک لینک

محمد یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴، 7:21

دارن میرن شلمچه

بعد ها که داشتم وسایلش رو جمع میکردم

دیدم رفیق شهید اون شده ابراهیم هادی ...

برچسب: نویسنده: بردیا اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 22:30

ساعت ۴ صبحهه و تصمیم گرفتم بزنم دل کوهستان با یه اهنگ شاد و برقص تا پای کوه مسیرو رفتیم ،تند تند کفشو پوشیدیم و به گلان ۷ هزار تومن پول دادیم !!و گفتیم ماشینو بپا تا بیاییم !!،ساعت ۴:۴۸ دقیقه شروع کردم بالا رفتن از کوهای سمت چپ شاهزاده ابراهیم شروع کردم سعوداونجا کمتر کسی میره و پاکوبی نیست اصلا ،تند تند شروع کردم بالا رفتن طوری که هیشکی بهم نمیرسید و اگه دنبالمم بودن جا میموندن بعد دو تا سر بالایی افتادم به نفس نفس زدن و طوری بود که جوجه زردا هم ازم رد میشه خخخخ،رفتم رو یال کوه و مسیرو گرفتم ر

برچسب: نویسنده: بردیا اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 22:30

یه دره رو پارسال همین فصل رفته بودمداخلش کلی کندوی خالی عسل دیدم !!و یه کندو عسلم پیدا کردیم و با امیر نوش جان کردیم،دیروووووز گفتم وقتشه بریم سراق درهبا مهدی کوله بار سفر بستیم و گاز موتور رو گرفتیمساعت ۱:۳۰ رسیریم بالای دره،دره وسط بیابونه و دامنه کوهو هییییشکی اون طرفا پر نمیزنهولی دو تا ماشین و یه لودر داره خط لوله گاز میکشن،برای ارامش و امنیت جفتمون با فاصله ازشون میدون گرفتمو رفتیم دره،موتور رو توی یه شکاف گذاشتمطوری که فقط باید بیای بالای سرش تا ببینیشبه امدن خدا ولش کردم و رفتم ،حدود دو

برچسب: نویسنده: بردیا اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 22:30

صفحه بندی